الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

69

الغدير ( فارسي )

هاى گسترده - به خامهء نويسندگانى كه مهر آنان را در دل ندارند - نامى از وى به ميان نيايد ؛ كه دربارهء بسيارى ديگر - همانند ابن داغر - همين رفتار را پيش گرفتند كه يا هيچ نامى از آنان نبردند يا به گونه اى كوچك و ناچيز شناساندند و آن گاه در بزرگ ساختن مردمى داد سخن دادند كه از - ديدگاه فرهنگ و برترى - در پايگاهى فروتر جاى داشتند كه راستى تاريخ - با پست و بلند نمودنهاى نابجا وزير و رو بردنهاى ناسزا - چه بيشمار تبهكارىها كرده است . استاد مغامس وابسته به يكى از تيره‌هاى تازيان است كه پيرامون فراخ سراى حله به سر مىبردند و او خود براى فرا گرفتن آموزشها به حله رفت و آنجا را بدرود نكرد تا زندگىاش به گونه اى به سر آمد كه سراينده اى سخنور بود - در ميانه‌هاى سدهء نهم - و سروده هايش نشان مىدهد كه گذشته از چيره دستى در همهء زمينه‌هاى سرايندگى در پهن دشت سخنورى نيز راهى دراز پيموده ، مىگويد : « گاهى ستايشگرانه به سخن سرائى مىپردازم و يك چند نيز در سخنرانىها به پراكندن گفته‌ها سرگرم مىشوم » پدرش داغر نيز از سرايندگان و دوستدار خاندان بود و فرزند خويش را سخنسرائى آموخت و بر دوستى پاك تبار پيامبر پرورش داد چنان كه در هنگام ياد از اين گفتارش بيايد : « انديشه‌ام را در ستايشگرى شما به كار گرفتم تا در اين كار - آموزگار من گرديد و پدرم نيز در اين باره سفارشها كرد » درود خدا بر پدر و پسر باد ! و اينك سر آغاز چكامه‌هاى او را كه در جنگهاى ادبى يافته‌ايم با يادى از شمارهء بيتهاى آن مىآوريم : ‹ 4 › 1 - « دوستدار روزگار در تلاش خود بارى گران را بر مىدارد ، مرگ را به سوى او مىرانند و او همچنان سرگرم تكاپو است . » 93 بيت ‹ 5 › 2 - « آنچه را در كارنامهء او به شمار آمده ياد آورد ، از راه نادرست بگشت